ماهنامه خط صلح
«روشا» هرچه قوت در بدن بی حسش مانده بود را در پاهایش جمع کرد. با لگد تن سنگین رئیسش را از مبل دونفره به پائین انداخت. خودش را در گوشهای جمع کرد و فریاد کشید: «دایی! دیوانه شدهای؟» اینها بخشی از سختترین شب زندگی روشا به عنوان یک منشی است. این اتفاق یکی از چالشهای منشیهایی است که در ادارات خصوصی یا دولتی ایران کار میکنند. حجم عظیم نقشهای تعریفنشده، ساعات متغیر و گاه طولانی کافی، نداشتن بیمه و امنیت شغلی را به خشونت کلامی و گاه جنسی را نیز باید به آن اضافه کرد. ادامهی مطلب







