گلرخ ایرایی در نامه‌ای به انجمن قلم آمریکا: «می‌نویسیم حتی اگر آزادی‌مان به بند کشیده شود»

۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵-کانون حقوق بشر ایران

کانون حقوق بشر ایران، شنبه ۲۶ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ – گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی زندان اوین، در نامه‌ای خطاب به انجمن قلم آمریکا، از وضعیت آزادی بیان، سرکوب نویسندگان و نقش نوشتن در مقابله با استبداد سخن گفته است. او در این نامه، «قلم» را صدای مردم تحت ستم، بازتاب رنج محرومان و ابزاری برای مقابله با حذف و سرکوب توصیف می‌کند.
آنچه در ادامه می‌آید، متن کامل نامه گلرخ ایرایی است که بدون هیچ حذف یا تغییری منتشر می‌شود.

نامه‌ای از بند زنان اوین به انجمن قلم آمریکا

گلرخ ایرایی که سال‌هاست به دلیل فعالیت‌های سیاسی و مدنی در زندان به‌سر می‌برد، این نامه را در اردیبهشت ۱۴۰۵ از بند زنان زندان اوین نوشته است. او در این نامه از نقش نوشتن و آزادی بیان در مقابله با سرکوب سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که حاکمیت، از «قلم» و افشای حقیقت هراس دارد.

در بخش‌های مختلف نامه، او به سرکوب سیستماتیک، فقر، اعدام، خیزش‌های مردمی، اعتراضات و رنج خانواده‌های دادخواه اشاره کرده و «قلم» را ابزاری برای شکستن سکوت توصیف می‌کند.

متن کامل نامه گلرخ ایرایی

«از راهی دور به شما که برای گرامی‌داشت «آزادی نوشتن» در کنار هم ایستاده‌اید، سلام می‌گویم. از جهانی که در آن حقایق مجال آشکار شدن ندارند و شکستن اختناق و انقیاد، نه یک حق ساده، بلکه در رویارویی با حاکمانی که منافع‌شان با ترسی که بر زبان و عمل سایه می‌اندازد میسر می‌شود.

اینجا بی‌پروا نوشتن از رنج مردمانی که ستم را به پیکار برمی‌خیزند، مجرمانه است و «آنان که با قلم تباهی درد را به چشم جهانیان پدیدار می‌کنند»، در سکوت فرسوده می‌شوند و مجرم‌اند و سزاوار محاکمه!

نوشتن از رنج مردم تحت ستم، از فقر و نابرابری و سرکوب و کشتار سیستماتیک ـ که همواره بخشی از زندگی‌مان بوده است ـ اگرچه بی‌دغدغه نیست، اما روزنه‌ی امیدی است بر انگیزه‌ی مبارزه و محرکی خواهد بود بر غلیان خشم مردمی که خفگی را زندگی می‌کنند و خروش خشم آگاهانه و هدفمندشان، به گواه تاریخ، تنها شیوه‌ی برچیدن ستم خواهد بود.

ارتجاع حاکم، آزادی اندیشه و جسارت بیان را برنمی‌تابد، آنگاه که «قلم» بر چوبه‌های دار افراشته حمله می‌برد و از فقر و نابرابری روایت می‌کند و بازتابی می‌شود از سفره‌های خالی و قیام گرسنگان را نوید می‌دهد.

پس به شکستن قلم ایستادند. «قلم» که واقعیت تلخ موجود را به افق روشن فردا پیوند می‌زند و سکوت را که از سرکوب بی‌امان بیش از یک قرن سلطه‌ی «شیخ و شاه» به آن وادار می‌شویم، با آگاهی اجتماعی، آگاهی سیاسی و آگاهی طبقاتی که رهایی‌بخش محرومان و توده‌های تحت ستم است، در هم می‌شکند.

می‌نویسیم برای مقابله با حذف فیزیکی انسان، نادیده انگاشتن اندیشه و حذف باور و حقوق سیاسی و ایدئولوژیک و اجتماعی. برای مقابله با حذف ارزش‌ها و عقایدی که همواره وادار به طرد و گوشه‌نشینی بوده‌اند.

می‌نویسیم حتی اگر آزادی‌مان به بند کشیده شود. حتی اگر مورد تهدید و تحدید قرار بگیریم و وادار به تبعید و فدای جان شویم. ما این مبارزه را طی سالیان سلطه‌ی بی‌امان دیکتاتورها، زیر یوغ استثمار و ارتجاع، بر فراز کوه‌ها، از دل جنگل‌ها و در خیابان‌های شهرهامان، در خاورمیانه‌ی مورد چپاول استعمار و مورد تهاجم ارتجاع، به شعر و شعار، با جان و خون سرودیم و نقش‌آفرینی کردیم.

آنگاه که «قلم» نوشتن می‌آغازد تا از رنج مردم بگوید، نه در مرز می‌گنجد، نه در نژاد و ملیت، نه در جنس و رنگ.

«قلم» فریاد رنجی مشترک می‌شود در برابر ستم، برای ما که در نبردی نابرابر پا به میدان گذاشتیم…

«قلم» فریاد می‌شود بر سفره‌های بی‌نان. فریاد می‌شود بر زبان مادران اندوه، آنگاه که جنازه‌های آن سربداران رشید را بر ارابه‌های مرگ به سوی گورهایی بی‌نشان اشک می‌ریزند.

فریاد می‌شود با کودکان فلسطین، آنگاه که خشم اشغال را در کوله‌بار آوارگی بر دوش کشیدند و رویاهایشان با خاکستر برجای‌مانده از درختان زیتون سوخته از کین دژخیم، دود شد و به هوا رفت.

فریاد می‌شود در آن آخرین نگاه ترسیده‌ی دختران میناب، در غبار و خون و گیس‌های آشفته‌ی ماسیده بر گردن‌های نحیف‌شان.

فریاد می‌شود در دادخواهی ماه‌منیر مولایی‌راد، مادر کیان پیرفلک، آنگاه که از میان بازی کودکانه‌ی کیان، فرزند کشته‌شده‌اش در اعتراضات ایذه، اندوهی بی‌پایان را به یاد می‌آورد و می‌نویسد ظلم پایدار نیست و ظالم به سزای عملش خواهد رسید.

«قلم» فریاد می‌شود بر هر رنجی و بر هر ستمی در هر گوشه‌ی جهان و اگر جز این و به مصلحت بچرخد، رسالت خود را فرو گذاشته است.

و شما عزیزانم که قلب‌هاتان برای افشای حقیقت می‌تپد و دغدغه‌تان بی‌دغدغه نوشتن از واقعیت است، شما که «قلم» و مبارزه در راه برابری و رهایی را گرامی می‌دارید، تلاش آگاهانه و مسئولانه‌تان برای مردم تحت ستم که برای «حق» می‌جنگند، انعکاس صدای بی‌صدایان خواهد بود.

ما از خفگی رها خواهیم شد و می‌دانیم این جز در حرکتی مشترک میسر نخواهد بود.

برای برقراری عدالت و برابری ـ تا رهایی بشر از اختناق و انقیاد حاکمان

گلرخ ایرایی
اردیبهشت ۱۴۰۵
بند زنان زندان اوین»

ما از خفگی رها خواهیم شد

گلرخ ایرایی در پست دوم خود به دریافت جایزه از انجمن قلم آمریکا اشاره کرده و نوشته بود:

انجمن قلم آمریکا در مراسم سالانه ادبی خود در نیویورک، جایزه «آزادی نوشتن» سال ۲۰۲۶ را به گلرخ ایرایی، نویسنده و زندانی سیاسی محبوس در بند زنان زندان اوین، اهدا کرد. فریبا راد، فعال حقوق بشر، در غیاب گلرخ در این مراسم حضور یافت.
‏بخشی از نامه گلرخ ایرایی، نویسنده و زندانی سیاسی خطاب به انجمن قلم آمریکا: ‏«ما از خفگی رها خواهیم شد و می‌دانیم این جز در حرکتی مشترک میسر نخواهد بود».

گلرخ ایرایی و سال‌ها زندان و فشار امنیتی

گلرخ ایرایی از زندانیان سیاسی شناخته‌شده در ایران است که طی سال‌های گذشته بارها بازداشت، محاکمه و زندانی شده است. او به دلیل فعالیت‌های مدنی، نوشتن، حمایت از زندانیان سیاسی و اعتراض به مجازات اعدام، بارها با پرونده‌سازی امنیتی روبه‌رو شده است.

گلرخ ایرایی در سال‌های گذشته بخش زیادی از دوران محکومیت خود را در زندان اوین و تبعیدگاه‌های مختلف سپری کرده و بارها از حق درمان، تماس و ملاقات محروم شده است. نام او در سال‌های اخیر به یکی از چهره‌های شناخته‌شده زندانیان سیاسی زن در برابر فشارهای امنیتی و قضایی تبدیل شده است.