اگر نگاهی به سیاست های ایران در سالهای اخیر بیندازیم به این نکته می رسیم که ضمن روی کار آمدن هر دولتی با هر رئیس جمهور و مجلسی، سیاست های نظام هیچ تغییری نکرده، بلکه تنها شیوه ی اجرای آن متفاوت بوده است… گویا فقط یک شخص در راس هرم نشسته و بر اساس سناریویی از پیش تعیین شده تنها نقش ها و ایفا کنندگان آن را تغییر میدهد و همچنین سبک بازی ها را…
برای مثال در زمان روی کار آمدن خاتمی چه وعده هایی که برای دادن آزادی بیان به مردم داده نشد، ولی در نهایت بازهم سلب آزادی از مردم شد و دلایل عنوان شده از سوی جناب خاتمی این بود که من تمام سعی ام را کردم اما دولت بیش از این به من مجال نداد…! زمان روی کار آمدن احمدی نژاد باز هم این وعده ها داده شد… اما با عمل نه تنها بسیار منافات داشت، که بیش از دولت اسبق آزادی ها سلب و مردم را به سکوت محکوم کردند… تا جایی که حتا در انتخابات 88 نیز به رغم شیادی در شمارش آرا و انتخاب ریاست جمهوری، حتا اعتراض مردم به این موضوع را هم جرم شمردند، سرکوبشان کردند، بسیاری از روزنامه نگاران و معترضان و فعالین را به زندان انداختند و کشتند و به قول خودشان حسابی به خدمت آن خس و خاشاک ها رسیدند…!
پس از اتمام دوره ی ریاست جمهوری احمدی نژاد و با وضعیتی که ایران در آن زمان به خاطر تحریم ها و آشوب های داخلی با آن مواجه بود، جناب رهبری تصمیمی اتخاذ کردند تا بتوانند شرایط را کنترل کرده و به گونه ای هم مردم و هم جهان را اغفال کنند تا کمی آرامش را به کشور باز گردانند…! از این روی خاطر همایونی بر آن شد تا شخصی را روی کار بیاورند که به گونه ای متفاوت بتواند مردم را سر کار بگذارد و به دنبال آن بازهم سناریوی خود را به گونه ای شیک تر به اجرا در آورد… که این بار تدارکات چی جدید وی شخصی به نام حسن روحانی بود. ادامهی مطلب