مادرِ تنها، آرایش‌گر، مددکار و مربی؛ تغییر الگوی حکم اعدام علیه زنان

۷ شهریور ۱۴۰۵-ایران وایر

دستگاه قضایی جمهوری اسلامی که دست‌کم از اواسط دهه ۱۳۸۰، هیچ زنی را با اتهامات سیاسی و امنیتی به اعدام محکوم نکرده بود، از زمان اعتراضات «زن زندگی آزادی» تا اعتراضات دی‌ماه خونین، با تغییر الگوی خود، زنان معترض یا فعالان مدنی و سیاسی را به اعدام محکوم می‌کند.

درباره تغییر رویه نظام قضایی جمهوری اسلامی در صدور حکم اعدام برای زنان و زنانی که در این ماه‌ها و سال‌های اخیر اعدام گرفته‌اند و یا  زیر تیغ اعدامند، چه می‌دانیم؟ 

***

لیلا ابوالحسنی؛ آرایش‌گر، مادر و زنی که فقط داشت فیلم می‌گرفت

براساس اطلاعات رسیده به ایران‌وایر، «لیلا ابوالحسنی»، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی۱۴۰۴، به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده و پرونده او پس از اعتراض به حکم، اکنون در دیوان عالی کشور در حال بررسی است. خانم ابوالحسنی، حدودا ۴۳ ساله و مادر دو نوجوان، از ۱۸دی۱۴۰۴ در زندان دولت‌آباد اصفهان نگهداری می‌شود.

یک منبع مطلع به ایران‌وایر گفته است که این شهروند که حالا محکوم به اعدام شده، روز ۱۸دی در شاهین‌شهر و هنگامی بازداشت شده که در حال عکس گرفتن از آتش‌سوزی یکی از فروشگاه‌های «افق کوروش» بود.

به گفته این منبع، دستگاه قضایی او را به‌دست داشتن در آتش‌زدن این فروشگاه متهم کرده است؛ اتهامی که به صدور حکم اعدام علیه او منجر شده است.

قاضی پرونده او، «وحید همت‌نژاد» است، رییس شعبه پنجم دادگاه انقلاب اصفهان که اواخر اردیبهشت۱۴۰۵، لیلا را به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم کرده است.

همت‌نژاد پیش از ورود به پرونده‌های سیاسی و امنیتی، عمدتا به پرونده‌های مرتبط با مواد مخدر رسیدگی می‌کرده و در همان دوره نیز برای شماری از متهمان زن و مرد حکم اعدام صادر کرده است. منابع مطلع به ایران‌وایر گفته‌اند برخی زندانیان محکوم در پرونده‌های مواد مخدر، با امید برخورداری از تخفیف مجازات، در زندان به حفظ قرآن روی می‌آوردند. براساس روایت این منابع، همت‌نژاد در مواجهه با برخی از این زندانیان به آن‌ها گفته است: «شمر هم حافظ قرآن بوده.»

به گفته یک شخص آگاه دیگر، همت‌نژاد هنگام ابلاغ حکم، متهم را به دادگاه احضار می‌کرده و پیش از خواندن حکم به او شکلات می‌داده تا پس از شنیدن حکم از حال نرود.

حالا لیلا ابوالحسنی به حکم اعدام صادر شده اعتراض کرده و پرونده او برای رسیدگی به دیوان عالی کشور ارسال شده است. جزییات بیشتری درباره پرونده خانم ابوالحسنی و مستندات دادگاه انقلاب برای صدور حکم اعدام علیه او در دسترس نیست.

دستگاه قضایی جمهوری اسلامی که دست‌کم از اواسط دهه ۱۳۸۰، هیچ زنی را با اتهامات سیاسی و امنیتی به اعدام محکوم نکرده بود، از زمان اعتراضات «زن زندگی آزادی» تا اعتراضات دی‌ماه خونین، با تغییر الگوی خود، زنان معترض یا فعالان مدنی و سیاسی را به اعدام محکوم می‌کند.

درباره تغییر رویه نظام قضایی جمهوری اسلامی در صدور حکم اعدام برای زنان و زنانی که در این ماه‌ها و سال‌های اخیر اعدام گرفته‌اند و یا  زیر تیغ اعدامند، چه می‌دانیم؟ 

***

لیلا ابوالحسنی؛ آرایش‌گر، مادر و زنی که فقط داشت فیلم می‌گرفت

براساس اطلاعات رسیده به ایران‌وایر، «لیلا ابوالحسنی»، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی۱۴۰۴، به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده و پرونده او پس از اعتراض به حکم، اکنون در دیوان عالی کشور در حال بررسی است. خانم ابوالحسنی، حدودا ۴۳ ساله و مادر دو نوجوان، از ۱۸دی۱۴۰۴ در زندان دولت‌آباد اصفهان نگهداری می‌شود.

یک منبع مطلع به ایران‌وایر گفته است که این شهروند که حالا محکوم به اعدام شده، روز ۱۸دی در شاهین‌شهر و هنگامی بازداشت شده که در حال عکس گرفتن از آتش‌سوزی یکی از فروشگاه‌های «افق کوروش» بود.

به گفته این منبع، دستگاه قضایی او را به‌دست داشتن در آتش‌زدن این فروشگاه متهم کرده است؛ اتهامی که به صدور حکم اعدام علیه او منجر شده است.

قاضی پرونده او، «وحید همت‌نژاد» است، رییس شعبه پنجم دادگاه انقلاب اصفهان که اواخر اردیبهشت۱۴۰۵، لیلا را به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم کرده است.

همت‌نژاد پیش از ورود به پرونده‌های سیاسی و امنیتی، عمدتا به پرونده‌های مرتبط با مواد مخدر رسیدگی می‌کرده و در همان دوره نیز برای شماری از متهمان زن و مرد حکم اعدام صادر کرده است. منابع مطلع به ایران‌وایر گفته‌اند برخی زندانیان محکوم در پرونده‌های مواد مخدر، با امید برخورداری از تخفیف مجازات، در زندان به حفظ قرآن روی می‌آوردند. براساس روایت این منابع، همت‌نژاد در مواجهه با برخی از این زندانیان به آن‌ها گفته است: «شمر هم حافظ قرآن بوده.»

به گفته یک شخص آگاه دیگر، همت‌نژاد هنگام ابلاغ حکم، متهم را به دادگاه احضار می‌کرده و پیش از خواندن حکم به او شکلات می‌داده تا پس از شنیدن حکم از حال نرود.

حالا لیلا ابوالحسنی به حکم اعدام صادر شده اعتراض کرده و پرونده او برای رسیدگی به دیوان عالی کشور ارسال شده است. جزییات بیشتری درباره پرونده خانم ابوالحسنی و مستندات دادگاه انقلاب برای صدور حکم اعدام علیه او در دسترس نیست.

مهناز چاردولی؛ وقتی شنید اتهامش محاربه است، جا خورد

اواسط تیرماه۱۴۰۵، «قاضی صلواتی»، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران «مهدی ناظر» و نامزدش، «مهناز چادولی» را به اتهام‌های «محاربه»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» و با مصادیقی چون ««حمله به مسجد با کوکتل مولوتوف»، «حضور در تجمعات غیرقانونی»، از طریق مواد سه، چهار، هفت و هشت قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با اسراییل به اعدام و هر یک ۱۰ سال حبس محکوم کرد. خواهر آقای ناظر، «عاطفه ناظر» نیز در این پرونده به ده سال حبس محکوم شده است.

یک منبع مطلع به ایران‌وایر می‌گوید که عاطفه و مهناز روز شنبه ۲۰‌دی۱۴۰۵ در شرق تهران بازداشت شده‌اند و یک‌روز تحت شکنجه بودند تا بگویند مهدی کجاست. در حالی‌که مهدی خود گفته که رفته بوده کارهای مالی‌اش را «راست و ریس» کند و «توی مغازه نشسته بوده تا بیایند سراغش.»

او با تاکید بر این‌که مهناز «واقعا کاری نکرده»، می‌گوید فقط چون فیلم گرفته و دست و النگوهایش در فیلم مشخص بوده، به او اعدام داده‌اند.

به گفته این شخص آگاه، مهناز مادر تنهاست و دختر ۱۲ساله و پسرش را که حالا در خارج از کشور کار می‌کند، دست‌تنها بزرگ کرده است.

ارغوان فلاحی؛ دختر جوانی که حالا اعدامش را تایید کرده‌اند

عکس‌هایی که از ارغوان فلاحی در اینترنت وجود دارد همگی برای دوران بازداشت اولش هستند، وقتی که فقط ۲۱ سال داشت. ارغوان اولین‌بار در آبان ۱۴۰۱ و در اوج اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» بازداشت شد.

 ماموران امنیتی اول پدرش، «نصرالله فلاحی»، زندانی سیاسی دهه ۶۰ را در اصفهان بازداشت کردند و روز بعد در شیراز، سراغ ارغوان و برادر بزرگ‌ترش، «اردوان» رفتند. اتهام آن‌ها ابتدا «محاربه» و «افساد فی‌الارض» از طریق «عضویت در سازمان مجاهدین خلق»، عنوان شد؛ اما دادگاه انقلاب آن‌ها را از این اتهام تبرئه کرد و بابت اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به ارغوان و اردوان، هر یک دو سال و به پدرشان، ۵ سال حبس داد. خواهر و برادر با گذراندن بیش از یک سال حبس، به‌طور مشروط آزاد شدند، ولی پدرشان همچنان در زندان اوین است.

اوایل بهمن ۱۴۰۳، وقتی ارغوان با مادرش از مهمانی به خانه برمی‌گشت، در خیابان، بار دیگر به دست نیروهای امنیتی بازداشت شد. او ماه‌ها در یکی از سلول‌های بند امنیتی ۲۴۱ زندان اوین محبوس بود. هم‌پرونده‌ای‌های او «امیرحسن اکبری‌منفرد» و پدرش «محمدعلی اکبری‌منفرد» و «بیژن کاظمی» هستند که هر یک به طور جداگانه در اوایل بهمن۱۴۰۳ بازداشت شده‌اند. حالا از این میان بیژن کاظمی به ۳۷سال و شش‌ماه حبس محکوم شده و امیرحسن و ارغوان به اعدام. حکم اعدام ارغوان همین هفته پیش در دیوان عالی کشور تایید شد.

دستگاه قضایی جمهوری اسلامی می‌گوید که این افراد با «فرشید اسدی»، ضارب دو قاضی بدنام دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، «علی رازینی» و «محمد مقیسه» مرتبط بودند. با این‌حال، پیش‌تر یک منبع مطلع به ایران‌وایر گفته بود که تنها ارتباط آن‌ها با آقای اسدی این بوده که او «نوه‌عمه» اکبری‌منفردها بوده و این نسبت فامیلی دور جرقه پرونده‌سازی علیه این شهروندان را روشن کرده است.

زهرا شهباز طبری؛ زنی ۶۸ساله که دستگاه قضا می‌گوید مبارزه مسلحانه کرده

در فروردین۱۴۰۵، «زهرا شهباز طبری»، زندانی سیاسی محبوس در زندان لاکان رشت برای بار دوم به اعدام محکوم شد. همین شعبه، به ریاست «محمدعلی درویش‌گفتار»، فرزند «احمد درویش‌گفتار» در آبان ۱۴۰۴ نیز برای او حکم اعدام صادر کرده بود ولی با نقض این حکم در دیوان عالی کشور، پرونده به‌جای شعبه هم‌عرض دوباره به شعبه دوم ارسال شد و حکم اعدام دوباره صادر شد. اتهام او «بغی از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق» عنوان شده است. بغی به‌معنای ساده در قوانین ایران به مبارزه مسلحانه علیه دولت اسلامی گفته می‌شود.

این در حالیست که پیش‌تر «سروش سماک»، پسر خانم طبری به ایران‌وایر گفته بود که مبنای اتهام بغی برای مادرش «یک تکه پارچه» بوده که رویش شعار «زن، مقاومت، آزادی» نوشته شده و بازجوها مدعی شدند او آن را در جایی نصب کرده است. همچنین یک فایل صوتی که خود خانم طبری در نامه‌ای که نسخه‌ای از آن هم به‌دست ایران‌وایر رسیده نوشته، «گوشه خانه ضبط شده بوده و برای جایی هم ارسال نشده»، دیگر «دلیل» صدور حکم اعدام برای او بوده است.به گفته فرزند خانم طبری، دادگاه نخست او به صورت «ویدیو کنفرانس» برگزار شده و مقامات قضایی حاضر در جلسه، در حالی‌که با هم می‌خندیدند، برای او حکم اعدام صادر کرده‌اند.

وریشه مرادی؛ مربی دفاع شخصی دختران سنندجی

وریشه ۱۰مرداد۱۴۰۲ در جاده سنندج به مریوان بازداشت شد. او از اعضای «جامعه زنان آزاد شرق کردستان»، موسوم به «کژار» است. برای ماه‌ها هیچ‌کس هیچ اطلاعی از وریشه نداشت. ایران‌وایر همان‌زمان گزارشی در گفت‌وگو با دوستان او منتشر کرد که می‌گفتند، وریشه قربانی «ناپدیدسازی قهری» است. اما پس از ماه‌ها شکنجه که بعدا او شرح‌شان را در نامه‌هایی از زندان اوین به بیرون فرستاد، مشخص شد که تمام مدت در بازداشت بوده است.

او در آبان‌ماه۱۴۰۳ به اتهام «بغی» از سوی قاضی ابوالقاسم صلواتی به اعدام محکوم شد. بعد از بیشتر از یک سال زیر حکم اعدام بودن، حکمش در آذر۱۴۰۴ از سوی دیوان عالی کشور نقض شد و قرار بود به شعبه هم‌عرض فرستاده شود ولی دوباره به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، به ریاست صلواتی فرستاده شد. در آخرین خبرها، وریشه در تیرماه همین امسال از حضور در دادگاه خودداری کرد و اعلام کرد چون دادگاه را به‌رسمیت نمی‌شناسد، در آن حاضر نخواهد شد.

پخشان عزیزی؛ مددکاری که پناه دختران و زنان کوبانی بود

همزمان با وریشه، پخشان عزیزی هم بازداشت شد؛ مددکار جوانی که در روزهایی که کوبانی زیر ضرب داعش بود، در روژآوا به زنان و دختران آسیب‌دیده از داعش کمک می‌کرد. پخشان نیز پس از یک‌سال بازداشت موقت و تحمل شکنجه‌های بسیار، از سوی شعبه ۲۶دادگاه انقلاب تهران به ریاست «ایمان افشاری» به اعدام محکوم شد. اتهام او «بغی» یا به زبان ساده مبارزه مسلحانه علیه حکومت اسلامی عنوان شده.  پیش‌تر، «زینب بایزیدی»، دوست دوران دانشجویی و رفیق ۲۰ ساله پخشان به ایران‌وایر گفته بود که این اتهام کذب است و پخشان اصلا روحیه دست به اسلحه بردن را نداشته و ندارد. او گفته بود که این زن جوان سال‌ها در ایران، کردستان عراق و کردستان سوریه «روژآوا»، در زمینه عدالت جنسیتی فعالیت کرده و در ایران برای توقف خشونت‌های جنسیتی مانند ناقص‌سازی جنسی دختربچه‌ها، موسوم به «ختنه زنان»، پژوهش و تسهیل‌گری می‌کرده است.