ارسال کننده : خانم نازنین آقا سید هاشم کدخدا 16آبان
دیروز حسین جان، بانویی با چشمان گریان نزد منِ نوری زاد آمد و از روزهای تلخِ زندان خود گفت. این که درزندان ودرشب ها و روزهای هولناکِ بازجویی به بدن او دست کشیده اند. چندی پیش نیزبانویی دیگر. که اورا و دخترانش را برهنه ی برهنه کرده بودند. اینها را حسین جان بیفزای به هزارهزارکشته ی بی دلیل. وبه اموال مصادره وغارت شده. وبه آبروهای ریخته شده. وبه عمرها واستعدادهای تباه شده. پس من با اجازه ی خودت، و برخلاف سالهای گذشته، برای تو عزاداری نمی کنم.


