
۱۷ شهریور ۱۴۰۵-ایران وایر
شش ماه پس از تصمیم خبرساز بازیکنان تیم ملی فوتبال زنان ایران برای نخواندن سرود جمهوری اسلامی در جام ملتهای آسیا و اتفاقاتی که به درخواست پناهندگی شماری از اعضای این تیم منجر شد، دو بازیکنی که در استرالیا ماندند، برای نخستینبار مقابل دوربین یک رسانه نشستهاند.
«عاطفه رمضانیزاده» و «فاطمه پسندیده» در گفتوگو با برنامه «60 Minutes» شبکه ۹ استرالیا، از دلایل اعتراض، فشارهای پس از آن، خانوادههایی که پشت سر گذاشتند و زندگی تازهای گفتهاند که حالا با فوتبال، دلتنگی و معنای متفاوتی از «آزادی» گره خورده است.
چند دختر پناهنده و یک مامور اطلاعات سپاه در کمپ
ماجرا از ۱۱اسفند۱۴۰۴ آغاز شد؛ زمانی که بازیکنان تیم ملی فوتبال زنان ایران پیش از نخستین مسابقه خود در جام ملتهای آسیا مقابل کرهجنوبی، از خواندن سرود جمهوری اسلامی خودداری کردند. ایرانوایر بعدتر گزارش داد که نهادهای امنیتی از طریق خانوادههای بازیکنان، آنها را برای خواندن سرود و انجام سلام نظامی در مسابقه بعدی تحت فشار قرار داده بودند.
روز ۱۸اسفند، «فاطمه پسندیده»، «زهرا قنبری»، «زهرا سربالی»، «عاطفه رمضانیزاده» و «مونا حمودی» از کاروان تیم جدا شدند و درخواست پناهندگی کردند. «تونی برک»، وزیر امور داخلی استرالیا، همان روز اعلام کرد آنها به مکانی امن منتقل شدهاند.
ایرانوایر در ۱۹اسفند گزارش داد که «فلور مشکینکار»، مسوول تدارکات تیم نیز پیش از انتقال کاروان از «گلدکوست» به سیدنی از تیم جدا شده و به پلیس مهاجرت استرالیا مراجعه کرده است. در همان زمان منابع آگاه، به ایرانوایر اطلاع داده بودند که فلور مشکینکار به منظور رساندن پیام نهادهای امنیتی به این بازیکنان و راضی کردنشان برای بازگشت به ایران، درخواست پناهندگی داده بود تا به بازیکنان ملحق شود.
یک روز بعد خبر رسید که برخی از بازیکنان قصد پس گرفتن درخواست پناهندگی و بازگشت به کشور را دارند. با این حال دولت استرالیا در سریعترین زمان، با پناهندگی و سپس اقامت کامل دو بازیکن باقی مانده در استرالیا موافقت کرد؛ فاطمه پسندیده و عاطفه رمضانیزاده.
شش ماه سکوت؛ حالا شنیدن تمام روایت از زبان خودشان
شش ماه پس از آن سکوت خبرساز، عاطفه رمضانیزاده و فاطمه پسندیده برای نخستینبار مقابل دوربین یک رسانه نشستند تا توضیح دهند در استرالیا چه اتفاقی افتاد و چرا تصمیم گرفتند به ایران بازنگردند.
برنامه «60 Minutes» شبکه ۹ استرالیا، روایت خود را به همان لحظهای بازمیگرداند که بازیکنان تیم ملی زنان ایران پیش از مسابقه با کرهجنوبی در زمین ایستاده بودند و سرود جمهوری اسلامی پخش میشد. اینبار اما دو بازیکن باقیمانده در استرالیا، ابهامی را که ماهها درباره انگیزه این اقدام وجود داشت کنار میزنند؛ سکوت آنها اعتراض به جمهوری اسلامی و همراهی با معترضانی بود که در ایران کشته شده بودند.
عاطفه رمضانیزاده در بخشی از این برنامه میگوید: «فقط میخواستیم کنار مردممان بایستیم.» او توضیح میدهد که ترسیده بود، اما تلاش میکرد کاری را انجام دهد که درست میدانست و باید با رفتارش میگفت که هیچکس نباید صرفا به دلیل اعتراض، کشته شود.
فاطمه پسندیده نیز انگیزه خود را با اشاره به معترضان توضیح میدهد: «مردم من جانشان را در معرض خطر گذاشتند و کشته شدند.» از نگاه او، نخواندن سرود «کمترین کاری» بود که آنها میتوانستند برای مردم انجام دهند که البته انجام دادند.
یکی از نکات مهم مستند، روشن کردن ترتیب اتفاقات است. «تونی برک»، وزیر امور داخلی استرالیا، در گفتوگو با 60 Minutes تاکید میکند هنگامی که بازیکنان سرود را نخواندند، هیچ پیشنهاد یا تضمینی از دولت استرالیا برای ماندن در این کشور دریافت نکرده بودند.
به گفته او، آنها در آن لحظه «مطلقا هیچ اطلاعاتی» درباره امکان ماندن در استرالیا نداشتند. برک خود سکوت بازیکنان را «اقدامی بسیار معنادار» میخواند، اما میگوید واکنشهایی که پس از آن شکل گرفت، نقطه انفجاری ماجرا بود.
برای رمضانیزاده، پیامد احتمالی این اعتراض کاملا قابل تصور بود. او در مستند میگوید سکوتش میتوانست به «هر شکلی از شکنجه» منجر شود. با این حال، ادامه میدهد که در آن لحظه تنها چیزی که به او آرامش و وجدانی آسوده میداد، نخواندن سرود بود.
عاطفه رمضانیزاده در صحبتهایش تاکید میکند مخالفتش با خواندن سرود به معنای بیعلاقگی به ایران نبود: «میخواسته سرود کشورش را با افتخار و از صمیم قلب بخواند، اما با توجه به وضعیت ایران نتوانسته چنین کاری انجام دهد.»
این مستند روایت میکند که پس از مسابقه، فشارها ابعاد دیگری پیدا کرد. رسانههای حکومتی بازیکنان را هدف حملات خود قرار دادند و نگرانی درباره سرنوشت آنها در صورت بازگشت افزایش یافت. در همین فاصله، «دونالد ترامپ»، رییس جمهور آمریکا، خواستار ماندن بازیکنان در استرالیا شد و موضوع در تماس او با «آنتونی آلبانیزی»، نخستوزیر استرالیا نیز مطرح شد.
در نهایت هفت عضو کاروان ایران پیشنهاد ماندن در استرالیا را پذیرفتند، اما پنج نفر بعدا تصمیم خود را تغییر دادند و به ایران برگشتند. رمضانیزاده و پسندیده تنها دو نفری بودند که ماندند.
مستند در این نقطه به فشارهایی میرسد که این تصمیم برای خانوادهها به همراه داشت.
عاطفه رمضانیزاده میگوید مقامهای جمهوری اسلامی از طریق پدر و مادرش از او خواستند به ایران بازگردد.
او تاکید میکند که والدینش در تماسهای مکرر، سعی میکردند به او اطمینان بدهند که اتفاقی برایش نخواهد افتاد و گفته بودند ایران خانه اوست و باید برگردد. پاسخ عاطفه اما این بود که تصمیمش را گرفته و بازنخواهد گشت.
او تاکید میکند که والدینش در تماسهای مکرر، سعی میکردند به او اطمینان بدهند که اتفاقی برایش نخواهد افتاد و گفته بودند ایران خانه اوست و باید برگردد. پاسخ عاطفه اما این بود که تصمیمش را گرفته و بازنخواهد گشت.
این روایت با اطلاعاتی که ایرانوایر در همان روزهای نخست منتشر کرده بود همخوانی دارد. منابع ایرانوایر گفته بودند ماموران سازمان اطلاعات سپاه به خانه خانواده برخی بازیکنان رفته و از طریق بستگان آنها برای تغییر رفتار بازیکنان فشار وارد کرده بودند.
ایرانوایر همچنین گزارش داده بود که شماری از بازیکنان حتی از خروج از هتل و مواجهه با ماموران حراست فدراسیون فوتبال هراس داشتند.
رمضانیزاده در برابر دوربین 60 Minutes از بهای شخصی تصمیمش نیز حرف میزند. فکر اینکه شاید دیگر هرگز خانوادهاش را نبیند برای او «دلخراش» است. با این حال میگوید نمیتوانسته در شرایطی که جوانان در ایران کشته میشدند، بیتفاوت بماند و سکوت کند؛ حتی اگر حالا بهشدت دلتنگ خانوادهاش باشد.
سرنوشت پنج نفری که پس از پذیرفتن پیشنهاد استرالیا به ایران بازگشتند، یکی دیگر از موضوعات مستند است. پسندیده در اینباره با احتیاط حرف میزند. او نمیگوید همتیمیهای سابقش مجبور به بازگشت شدهاند و تاکید میکند حتی از آنها نپرسیده است که بازگشتشان انتخاب خودشان بوده یا تحت فشار صورت گرفته است.
دلیل این سکوت نیز برای او امنیت همان بازیکنان است: «تصمیم گرفتیم صحبت نکنیم، چون نمیخواهم زندگی آنها را به خطر بیندازم.»
این دو بازیکن میگویند در ماههای اخیر ارتباطی با خانوادههایشان نداشتهاند، هرچند تا جایی که اطلاع دارند بستگانشان مجازات نشدهاند.
مستند تاکید میکند که برای پسندیده، قطع تماس یک انتخاب دردناک اما امنیتی است؛ پدر و برادرانش همچنان در ایران زندگی میکنند.
در نهایت، آنچه از روایت این دو زن در 60 Minutes باقی میماند، فقط داستان پناهندگی دو ورزشکار نیست؛ روایت تصمیمی است که در چند دقیقه پیش از یک مسابقه فوتبال گرفته شد، بدون آنکه بدانند چند روز بعد امکان ماندن در استرالیا خواهند داشت.
آنها میگویند هنگام سکوت مقابل سرود نه از آینده خود در استرالیا خبر داشتند و نه تضمینی برای امنیت خانوادههایشان داشتند؛ تصمیمی که شش ماه بعد، زندگی هر دو را به مسیری کاملا متفاوت برده است