
۱۰ تیر ۱۴۰۵-هرانا
ماهنامه خط صلح – سالمندان در مخاصمات جنگی، همچون کودکان، با موارد عدیده و اغلب نادیدهگرفتهشدهای از نقض حقوق بشر مواجهاند؛ الگوهایی که در آن، سن به عاملی برای تشدید آسیبپذیری بدل میشود. با وجود ادبیات گسترده دربارهی چالشهای سالمندان، جنگ ۱۲ روزه و پیامدهای آن، و همچنین جنگی که در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریهی ۲۰۲۶) آغاز و به جنگ چهل روزه معروف شد، بار دیگر، پس از جنگ ۸ سالهی ایران و عراق، نشان داد که خشونت جنگ چگونه بدنها و زندگیهای سالمندان را از حاشیه به مرکز بحران میکشاند و آنان را در معرض فراموشیِ ساختاری قرار میدهد.
در چنین شرایطی، فقدان پاسخگویی و ناکارآمدی ساختاری جمهوری اسلامی ایران، هزاران سالمند را در چرخهای معیوب از فقر، سالمندی، بیماری، ناامنی و جنگ گرفتار کرده است. دولتها و صاحبان قدرت، بر اساس تعهدات حقوق بشری و اصول بنیادین حکمرانی، مسئول تضمین امنیت، سلامت، دسترسی به غذا، مسکن، خدمات درمانی و حمایت اجتماعی برای همهی شهروندان، به ویژه گروههای آسیب پذیر از جمله کودکان و سالمندان هستند. بیتوجهی به این مسئولیتها در شرایط جنگی، نه تنها یک شکست در سیاستگذاری عمومی، بلکه مصداقی از نقض حق حیات، کرامت انسانی و حق برخورداری از حمایت ویژه برای سالمندان به شمار میرود.
این وضعیت تنها به ایران محدود نیست. در اوکراین، سالمندان بار اصلی آوارگی، انزوا و فقدان دسترسی به خدمات حیاتی را بر دوش میکشند و در غزه، افراد بالای ۶۰ سال، در میان فروپاشی زیرساختهای درمانی و انسانی، با سطحی از آسیبپذیری مواجهاند که مرز میان بقا و مرگ را به باریکیِ یک لحظه تقلیل میدهد. در ایران نیز سالمندان، در سایهی جنگ، در کنار تحریمها و فشارهای اقتصادی، با وضعیتی روبهرو هستند که در آن فقر، بیماری و ناامنیِ اجتماعی به شکلی درهمتنیده و تقاطعی، زندگی روزمرهی آنان را فرسوده میکند.
در چنین بستری، جنگ نه صرفاً یک رویداد سیاسی یا نظامی، بلکه سازوکاری برای تشدید نابرابریهای ساختاری است؛ سازوکاری که بیشترین فشار خود را بر کسانی وارد میکند که کمترین توان را برای دفاع از خود دارند، اما بیشترین سهم را در حافظه و تاریخ جوامع حمل میکنند.
در ۹ اکتبر ۲۰۲۵، کلودیا ماهلر، کارشناس مستقل سازمان ملل متحد در زمینهی بهرهمندی سالمندان از تمامی حقوق بشر، در هفتادمین نشست کمیتهی دوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد (امور اجتماعی، بشردوستانه و فرهنگی) در نیویورک سخنرانی کرد. (۱) همانند نشستهای پیشین، این کمیته به بررسی موضوعات مرتبط با حقوق بشر، از جمله گزارشهای ارائهشده توسط سازوکارهای ویژهی شورای حقوق بشر، پرداخت. او در سخنرانی خود بهدرستی اشاره کرد که در جنگهای امروز، غیرنظامیان دیگر تنها در میان آتشِ متقابلِ نیروهای متخاصم گرفتار نیستند؛ بلکه بهطور فزایندهای در کانون میدان نبرد قرار دارند. جنگها در شهرها، روستاها و مناطق مسکونی جریان مییابند و تمامی ابعاد زندگیِ روزمرهی شهروندان را مختل میکنند.
در میان کسانی که بیشترین آسیب را متحمل میشوند، سالمندان جایگاه ویژهای دارند. آنان نهتنها در تخلیههای اضطراریِ زمان جنگ جا میمانند، بلکه اغلب از اطلاعرسانیهای اضطراری نیز کنار گذاشته میشوند؛ در حالی که بیش از هر زمان دیگری به حمایت نیاز دارند. پناهگاهها برای بسیاری از آنان قابلدسترس نیست. خدمات درمانی، به دلیل تخریب بیمارستانها و مراکز مراقبتی، از بین رفته است و شبکههای حمایتیِ خانوادهها فرو میپاشد. سوئتغذیه و شیوع بیماریها نیز جان سالمندان را بهشدت تهدید میکند.
کلودیا ماهلر همچنین اظهار داشت که بسیاری از سالمندان، حتی زمانی که دیگران میگریزند، در مناطق جنگزده باقی میمانند؛ زیرا پیوند عمیقی با خانه و سرزمین خود دارند، با محدودیتهای جسمی روبهرو هستند یا از این هراس دارند که هرگز نتوانند به خانه بازگردند. این کارشناس سازمان ملل همچنین به پدیدهی دردناک «سالمندستیزیِ درونیشده» (Self-ageism) که بر تصمیمگیری آنان برای ترک محل اقامت خود تاثیر میگذارد، اشاره کرد. این گروه از سالمندان تصور میکنند که دیگر ارزش فرار کردن یا توان بازسازی زندگی خود را نخواهند داشت و تنها باری بر دوش خانواده خواهند شد. ماهلر همچنین افزود که «اطلاعات مربوط به تخلیه و امدادرسانی اغلب فقط از طریق فضای مجازی منتشر میشود و همین امر سبب میشود سالمندانی که به اینترنت یا مهارتهای دیجیتال دسترسی ندارند، از این اطلاعات حیاتی بیخبر بمانند.»
لازم به اشاره است که سالمندان در شرایط جنگی نهتنها همچون دیگران در معرض خشونت مستقیم قرار دارند، بلکه آوارگی اجباری، عدم دسترسی به امکاناتی که, علیرغم کاستیهای پیش از جنگ, در زمینهی دارو، دسترسی به مراکز پزشکی، امنیت و حتی تامین امنیت غذایی در اختیار داشتند، گذران زندگی را برای آنان بهمراتب چالشبرانگیزتر میکند.
به باور نویسندگان، تدوین یک کنوانسیون بینالمللیِ حقوق سالمندان فرصتی تاریخی برای رفع یکی از کاستیهای مهم نظام حقوق بشر بینالمللی است. همانگونه که کنوانسیونهای ویژه برای حقوق کودکان، زنان و افراد دارای معلولیت توانستهاند توجه جهانی را به نیازهای خاص این گروهها جلب کنند، یک کنوانسیون اختصاصی برای سالمندان نیز میتواند به ارتقای حمایت حقوقی از آنان کمک کند.
نویسندگان همچنین بر این امر تاکید میکنند که «این مادهی اختصاصی نهتنها باید بر حفاظت از جان، سلامت، کرامت و دسترسی سالمندان به خدمات اساسی تاکید کند، بلکه مشارکت آنان را در برنامهریزی، تصمیمگیری، امدادرسانی و بازسازیِ پس از بحران نیز تضمین نماید.» زیرا از نگاه نویسندگان، «سالمندان صرفاً دریافتکنندگان کمک نیستند، بلکه تجربه و دانش آنان میتواند به افزایش تابآوری جوامع در برابر بحرانها کمک کند».