بیکاری زنان پس از جنگ: فراموشی ساختاری و چرخه خشونت خانگی

۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵-رادیو زمانه

زنان یک سوم اشخاصی را شامل می‌شوند که برای بیمه‌بیکاری ثبت‌نام کرده‌اند. عاطفه رنگریز، جامعه‌شناس و فعال حقوق زنان، این پدیده را نه یک رخداد تصادفی، بلکه نشانه‌ای از «فراموشی ساختاری» در سیاست‌گذاری کشور می‌داند. به باور او، کلیشه‌های جنسیتیِ نان‌آور نبودن زنان، آن‌ها را به اولین قربانیان تعدیل نیرو تبدیل کرده و این حذف از بازار کار، آن‌ها را به دام چرخه‌ای از وابستگی اقتصادی، فقر و خشونت خانگی می‌اندازد. رنگریز هشدار می‌دهد که این فراموشی، جامعه را از نیمی از سرمایه انسانی خود محروم کرده و زمینه‌ساز «زنانه‌شدن فقر» و گسترش آسیب‌های اجتماعی در میان قشرهای فرودست و متوسط می‌شود.

خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گزارش داده است که در پی جنگ اخیر، موج گسترده تعدیل نیرو، خیل عظیمی از شاغلان را در گردابی از ترس و بی‌آینده‌ای گرفتار کرده است. در این میان، آمارها حاکی از آن است که زنان قربانیان اصلی این بحران هستند. زهرا بهروزآذر، معاون زنان و خانواده رئیس‌جمهوری اسلامی، اعلام کرد که از مجموع بیمه‌های بیکاری ثبت‌شده در ۴۰ روز اخیر، نزدیک به یک‌سوم مربوط به زنان است؛ رقمی که با توجه به سهم پایین‌تر حضور زنان در اشتغال رسمی، نشان‌دهنده سهم بسیار بالاتر آن‌ها در خروج اجباری از بازار کار است.

برخی جامعه‌شناسان معتقدند که کلیشه‌های جنسیتی نقش تعیین‌کننده‌ای در این پدیده دارند. باور نادرست «نان‌آور نبودن زنان» در ذهنیت جمعی، موجب می‌شود در زمان تعدیل نیرو، نخستین گروهی که قربانی می‌شوند زنان باشند. در همان حال توجه داشته باشیم که ۲۲.۵ درصد خانوارهای ایران زن‌سرپرست هستند و فقیرترین اقشار جامعه را تشکیل می‌دهند. زنان عموماً در پایین‌ترین رده‌های شغلی و اقتصاد غیررسمی مشغول به کارند، بنابراین در بحران اقتصادی، اولین و بیشترین ضربه را می‌خورند.

  بیکاری، زنان را به قعر سلسله‌مراتب طبقاتی و جنسیتی می‌کشاند. در طبقات فرودست، این بحران موجب فقر شدیدتر، ناتوانی در تأمین غذا، مسکن و بهداشت و افزایش خطر بی‌خانمانی، سوءتغذیه و آسیب‌های اجتماعی می‌شود. در طبقه متوسط، از دست دادن استقلال اقتصادی، وابستگی به مردان و کنترل بیشتر آنان را به همراه دارد و توان مقابله با خشونت خانگی را سلب می‌کند. با توجه به اینکه تنها ۱۱ درصد از زنان کشور شاغل هستند، هر بحرانی (از تحریم و کرونا تا جنگ) از همین سهم اندک نیز بسیار می‌کاهد.

  تأسف‌بارتر آنکه بیکاری زنان در ساختار مدیریت کشور به عنوان یک مشکل جدی تلقی نمی‌شود و با آن برخوردی عادی صورت می‌گیرد. این بی‌توجهی ریشه در نادیده گرفتن ضرورت اشتغال زنان دارد. با بیکار شدن زنان سرپرست بیش از یک‌چهارم خانوارها، جمعیت عظیمی دچار فقر شدید و پیامدهایی چون زنانه شدن فقر، بی‌خانمانی، زباله‌گردی و خشونت می‌شوند. و سرانجام جامعه‌ای که نیمی از پتانسیل و سرمایه انسانی خود را کنار بگذارد، هرگز روی رفاه، عدالت اجتماعی و توسعه را نخواهد دید.  خانم عاطفه رنگریز، جامعه‌شناس و فعال حقوق زنان بیکاری روزافزون زنان در هنگام جنگ و بحران را به بحث گذاشتیم.