نامه یگانه روح‌بخش زن بهایی زندانی؛ تو جای من زندگی کن

۲۸ اسفند ۱۴۰۴-ایران وایر

«یگانه روح‌بخش» یکی از ده زن بهایی محبوس در زندان دولت‌آباد اصفهان، پیش از آن‌که برای اجرای حکم به زندان برود نامه‌ای نوشت. یک نسخه از این نامه حالا در آستانه نوروز در اختیار «ایران‌وایر» قرار گرفته و برای نخستین بار منتشر می شود.

او تنها ۱۹سال دارد و همراه با مادرش آرزو سبحانیان، در زندان است.

یگانه روح‌بخش،یگانه آگاهی، یگانه روح‌بخش، آرزو سبحانیان، مژگان شاهرضایی، شانا شوقی‌فر، ندا بدخش، پرستو حکیم و نگین خادمی، هر یک به ۱۰ سال حبس و ۱۰۰ میلیون تومان جریمه نقدی و بهاره لطفی و ندا عمادی هر کدام به ۵ سال حبس و ۵۰ میلیون جریمه نقدی محکوم شدند.

این حکم پس از صدور در دادگاه بدوی بدون کم و کاست توسط شعبه ۴۷ دادگاه تجدید نظر اصفهان تایید شد.

همه زنان محکوم در این پرونده  همچنین به مجازات تکمیلی ۲ سال ممنوع‌الخروجی از ایران و ۲ سال استفاده از شبکه‌های اجتماعی محکوم شده‌اند.

اتهامات محکومان این پرونده «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی، انجام فعالیت تبلیغی آموزشی انحرافی مغایر با موازین و عقاید مبین اسلام از طریق ترویج و آموزش عقاید بهائیت بین مسلمانان و همکاری با گروه‌های متخاصم (بیت العدل) علیه نظام جمهوری اسلامی» عنوان شده است.

دادگاه در کیفرخواست صادر شده، برگزار کردن کلاس‌های آموزشی موسیقی، یوگا، نقاشی، زبان انگلیسی و اردوی طبیعت‌‌گردی برای کودکان و نوجوانان ایرانی و اهل افغانستان را مصداق این اتهامات عنوان کرده است.

بهائیان بزرگ‌ترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران هستند که از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ به‌طور سیستماتیک هدف آزار و اذیت قرار گرفته‌اند. ایران‌وایر مطلع شده است که در شرایط جنگی و وضعیت خطرناک زندانیان، درخواست‌های زنان بهایی زندانی برای بهره‌مندی از مرخصی یا گذراندن حبس با پابند و یا آزادی به قید وثیقه از سوی مقامات قضایی اصفهان رد شده است.

فشارهای جمهوری اسلامی بر بهاییان در ایران طی ماه‌های گذشته شدت گرفته است.

متن کامل نامه یگانه روح‌بخش را در ادامه بخوانید:

«حالا که قراره من یه مدت طولانی توی فضایی که تو نفس میکشی نفس نکشم؛تو جای من از دیدن زرد شدن برگ درختا لذت ببر، تو جای من توی لیوان شیشه‌ای چای بخور ، جای من خودت آشپزی کنی، پیتزا بخور، بریون بخور، جای من تو دشت بدو، جای من ورزش کن،  جای من برو تو مغازه و از اینکه میتونی خودت انتخاب کنی چی بخری و بزاری تو سبد لذت ببر. تو جای من بشین رو چمنا، جای من از خوابیدن روی تشک جون دار و پتوی نرم و بالشت راحت لذت ببر. تو جای من کفش بپوش، سوار ماشین شو و رانندگی کن!

تو جای من برقص! جای من خدمت کن، یه بچه ها بگو صادق باشن، به نوجونا بگو منصف باشن، به جوونا بگو شاد باشن! تو جای من برو خونه مامان سبح، چهره قشنگشو نگاه کن. تو جای من تو اون خونه ی امن، بشین سر میز با عادل و سارا. تو جای من بزار بابا صبح موهاتو بو کنه و ببوسه.تو جای من بشو خواهر و همدرد ادیب. تو جای من نزار آب تو دلش تکون بخوره. تو جای من بابامو بغل کن. جای من درس بخون کار بکن. جای من  تاپ بپوش، ناخوناتو خوشگل کن. جای من برو پارک جنگلی پیاده روی. جای من روی مبل بشین، عیدارو سفره هفت سین بچین، یلدا هارو حافظ بخون چهارشنبه سوری هارو از رو آتیش بپر، تولدها کیک بخور و برقص، عزاها گریه کن، فیلمهایی که دوست داری و ببین!  پاسور بازی کن هفت دست! جای من تو آرایش کن!تو ببوس بچه هارو! قد کشیدن یونا ناریا رو با جزئیات تماشا کن که برام بعد باید تک تک تعریف کنی از بامزگیاشون!جای من زنگ بزن به هر کسی ،هر وقتی و هر چقدر دوست داری باهاش حرف بزن!

تو جای من بنویس از جوونیت از آنچه گذشت…. تو جای من باش!

جای من زندگی کن… جای من تلاش کن دنیا رو برای بچه ها و آیندگان بهتر کنی.حالا که قراره یه مدت طولانی ای توی فضایی که تو نفس میکشی نفس نکشم، تو زندگی می‌کنی من زنده بمونم، تو جای من زندگی کن! تو جای من بجنگ. من دورم برا همین! برا اینکه تو نزدیک باشی به هر آنچه دوست داری! تو جای من زندگی کن چرا که زندگی کردن تو ، زنده نگهم میداره.»

جوانی که جوانی نکرد:یگانه