
۲۸ بهمن ۱۴۰۴-ایران وایر
جمهوری اسلامی از شروع اعتراضات مردمی در دی۱۴۰۴ این اعتراضات را به «سرویسهای جاسوسی و امنیتی خارجی» نسبت داده است. در تبلیغات نظام، نیز مردم معترض همواره «فریبخورده» یا «عامل بیگانه» خطاب شدهاند. اما بررسیهای «ایرانوایر» و سازمانهای حقوقبشری نشان میدهند که اکثریت قریببهاتفاق جانباختگان از مردم عادی هستند که فقط برای اعتراض به شرایط موجود دست به اعتراض زدهاند. در بسیاری مواقع هم جانباختگان کودکانی بودهاند یا افرادی که در مجاورت تظاهرات زندگی میکردهاند یا فقط برای دیدن آن به خیابان رفته بودند. این گزارش روایت جانباختن «سودابه نرگس سربندی فراهانی» نوجوان ۱۸ ساله است.
سودابه ( نرگس ) سربندی فراهانی ۱۸ ساله، شامگاه جمعه ۱۹دی در رشت مورد اصابت گلوله جنگی از پشت به ناحیه بالای سر قرار گرفت.
شاهدان عینی زمان اصابت گلوله به نرگس (سودابه) را بین ساعت نه و نیم تا ده شب جمعه گزارش کردهاند. ضارب از پشت بام به سر نرگس و سایر معترضان شلیک کرده بود.
***
۴۵ دقیقه زنده بود و حرف میزد نرگس ترسیده بوده به خواهرش که آن شب همراه او بود گفته بود: «من دستی دستی نمیرما آبجی.»
با اینکه گلوله به سر نرگس اصابت کرده بود ولی نرگس حدود ۴۵ دقیقه زنده بود و به صورت مخفیانه به «بیمارستان آریا» رشت منتقل شد. بیمارستان خصوصی آریا در مسیر منتهی به فرودگاه سردار جنگل رشت و پیش از رسیدن به فرودگاه قرار دارد.
نرگس تحت عمل جراحی قرار گرفت ولی به مدت سه روز در کما رفت. روز سوم کادر درمان دستگاهها را از نرگس جدا کردند و گفتند بعد از ایست قلبی مرگ مغزی شده است. تا زمان انجام کارهای مربوط به ترخیص نرگس انجام شود نیروهای اطلاعاتی پیکر نرگس را از در پشتی بیمارستان خارج کردند و پس از سه روز انتظار و پیگیری به خانواده تحویل دادند.
خانواده نمیدانند پیکر نرگس از بیمارستان به کجا منتقل شده است ولی بعد از سه روز انتظار به باغ رضوان رشت بردهاند.
منبع مطلع ایران وایر میگوید: «نیروهای اطلاعاتی از خانواده نرگس تعهد گرفتند و به آنها گفته بودند تا پیش از مراسم خاکسپاری حق ندارند خبر کشته شدن نرگس را رسانهای کنند. به آنها گفتند گریه نکنید مراسم نگیرید. با تهدید به مادرش گفتند تو هنوز دوتا بچه دیگه داری، حواست به آنها باشه. به مادر نرگس گفتند نگران نباش خونه بچهات پایمال نمیشود».
خانواده احتمال می دهد اعضای بدن نرگس اهدا شده باشد
پس از سه روز که پیکر نرگس را برای تشییع به خانواده تحویل دادند نرگس اول داخل یک پلاستیک و بعد در کفن بوده است. پیکر او را تا گردن در پنبه گذاشته بودند. به خانواده اجازه ندادند در غسالخانه حضور داشته باشند و شستن دخترشان را ببینند.
به خانواده گفته شده پیکر برای کالبدشکافی به پزشک قانونی فرستاده شده است ولی خانواده هیچ مدرکی جز گواهی فوت دریافت نکردهاند و گزارش پزشکی قانونی هم به آنها داده نشده است.
به گفته منبع مطلع، خانواده نرگس حدس میزنند اعضای بدن دخترشان اهدا شده باشد. چون ۵۰ دقیقه قبل اینکه دستگاههای بیمارستانی را از نرگس جدا کنند به کادر درمان گفته شده با خانواده برای اهدا عضو صحبت کنید و بعد بهناگاه به خانواده اعلام کردند نرگس مرگ مغزی شده است.
همچنین از روز دوم نیروهای وزارت اطلاعات بالای سر نرگس حاضر شده و از او فیلمبرداری و عکسبرداری کردند. زمان تشییع پیکر نیز از او تصویربرداری کردند.
ماموران وزارت اطلاعات پرونده پزشکی نرگس را از خانواده گرفته و مقابل چشمان آنها به آتش کشیدهاند. در حال حاضر، بنا بر پیگیریهای انجامشده، هیچ پروندهای از نرگس در پزشکی قانونی یا بیمارستان آریا ثبت نشده است. در گواهی فوت، علت مرگ «برخورد جسم سخت با سر» اعلام شده است.
خاکسپاری ساعت ۱۱ شب با تهدید و تعجیل
نرگس پنجشنبه ۲۵ دی به خانواده تحویل و ساعت ۱۱ شب با تهدید و تدابیر شدید امنیتی در حالی که سرکوبگران از مراسم خاکسپاری فیلمبرداری میکردند در روستای «رودپیش فومن» به خاک سپرده شد.
به خانواده اجازه داده نشد که مراسمی برگزار کنند و مرتب به آنها تذکر داده شده که سریعتر به خاک بسپردند و قبرستان را ترک کنند.
یک منبع مطلع میگوید: «در محل خاکسپاری دوربین مدار بسته کار گذاشته شده بود».
فقط هودی خونی نرگس به خانه رسید
در جریان کشتار خونین در دی ماه ۱۴۰۴ خانوادههای بسیاری گزارش کردند که برای تحویل پیکر عزیزشان ملزم به پرداخت پول تیر شدند. برخی خانوادهها به دلایل نامشخص استثناء بودهاند. از خانواده نرگس هم پول تیر نخواستند ولی به خانواده گفتند نرگس بر اثر شلیک صهیونیستها کشته شده است و او را شهید اعلام کنند.
خانواده نرگس هودی خونیاش به عنوان آخرین لباس و سند کشته شدن او در اختیار دارند.
نرگس شاغل و کوچکترین فرزند خانواده بود. او ۲۷ مرداد ۱۳۸۶ در رشت، استان گیلان، متولد شد.
نرگس (سودابه) دارای یک کانال تلگرامی با نام «قلب سفید» بود که در آن اشعار، قطعات موسیقی و گاه تصاویری از خود منتشر میکرد.
او۱۱ روز پیش از آن که به دست نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی با شلیک گلوله به سرش کشته شود در آخرین متن منتشر شده در کانال تلگرام اش نوشته بود: «احتمالا برایش دوران سختی بود؛
دورانی که تقلا میکرد زندگی کند، پیشرفت کند، خوشحال باشد، اشک بریزد اما خاموش نشود، نفس بکشد بدون درد،
نترسد،
بجنگد،
نرود و بماند،
بسازد،
انسان باشد،
زنده بماند، زنده بماند، زنده بماند.»