خواهان استعفا و یا اخراج مرضیه اکبرآبادی، معاون ورزش بانوان وزارت ورزش شویم

ارسال کننده : محمود نعیمی
karta__1
سومین دور بازی‌های همبستگی کشورهای اسلامی “در شهر پالم بانگ اندونزی با حضور ۲۷۵ کاراته‌کا از ۲۸ کشور برگزار شد. به نوشته رسانه‌‌های ایران انتشار عکسی از تیم کاتای ایران در مسابقات روز نخست، واکنش مرضیه اکبرآبادی را به دنبال داشته است. معاون ورزش قهرمانی وزارت ورزش در بخش بانوان در تماس با مسئولین تیم در اندونزی خواستار حضور نیافتن باقی نفرات تیم در مسابقات شده بود. این درخواست در حالی به مسئولان تیم ابلاغ شد که اعضای تیم از حجابی که به تصویب فدراسیون جهانی و اتحادیه آسیا رسیده استفاده کرده‌اند.”

با توجه به چنین اتفاقی , وبلاگ نویسان و تمامی فعالین ورزشی ,فرهنگی , اجتماعی و افکار عمومی می بایست خواهان استعفا و اخراج مرضیه اکبرآبادی، معاون ورزش بانوان وزارت ورزش شوند و از ایشان شکایت کنند (چنانچه که دوباره مقصر بوده باشند چراکه گفته است شماره تلفنی از تیم در اندونزی نداشته‌ام ولی بهرام افشارزاده نوشت: ای کاش به جای اینکه خانم اکبرآبادی با سرپرست تیم تماس می‌گرفت با من یا رئیس فدراسیون کاراته مشورت می‌کرد. متاسفانه به راحتی مدال طلا را از دست دادیم. شاید اگر خانم اکبرآبادی با من تماس می‌گرفت این اتفاقات رخ نمی‌داد.) . چرا که ظاهرا بی مسئولیتی و دخالتهای بی جای او برای دومین بار است که برای ورزشکاران زن فاجعه می آفریند و اگر همان دفعه اول بر اخراج ایشان در رابطه با چگونگی برخوردش با خانم الهام اصغری پافشاری کرده بودیم شاید اینبار با چنین مسئله ای که باعث تحقیر ورزشکاران زن و رفتن آبروی ایرانیان و هدررفتن زحمات دختران ورزشکار در رشته کاتای بانوان ایران شدبرخورد نمی کردیم و به قول خانم الهام اصغری: لباس بهانه است، نمی‌خواهند بانوی ایرانی موفق شود.
الهام اصغری روز 21 خرداد رکوردش در دریای آزاد را شکست و وقتی با لبخندی بر لب در پلاژ حاضر شد، شگفت‌زده شد. به او خبر دادند رکوردش قابلیت ثبت شدن ندارد چراکه چیزی به نام لباس شنای آزاد برای بانوان وجود ندارد و از این رو نمی‌توانند این رکورد را ثبت کنند.او گفت ” من با وت سوت غواصی، کلاه شنا، کاور و مقنعه به آب زدم و فکر نمی‌کنم هیچ‌یک از این موارد مشکلی داشته باشد. موضوع این است که من در پلاژ حسینی سیترا با انتظامات و نیروی انتظامی خانم به آب زدم و کایاک‌هایی که مرا همراهی کردند، خانم بودند. حتی هیچ قایق موتوری را اجازه ندادند به آن محوطه نزدیک شود تا شئونات اسلامی به هم نخورد. من با پوشش کاملا اسلامی و با مجوز فدراسیون برای رکورد‌شکنی به دریا زدم. نماینده فدراسیون شنا جناب آقای رضوانی تشریف آورده بودند و به من گفتند که خودشان شناگر بوده‌اند. حتی به من قول دادند در صورت رکورد‌شکنی به من پاداش هم می‌دهند و خیلی هم پیش از آغاز این رکورد‌شکنی مرا تشویق کردند. وقتی پیش آقای رضوانی برگشتم به من گفتند ثبت این رکورد نشدنی است. وقتی دلیل را از او جویا شدم به من گفتند خانم اکبرآبادی، معاون وزیر ورزش، گفته‌اند نباید این رکورد ثبت شود چون چیزی به نام لباس شنای آزاد بانوان طراحی نشده است! راستش را بخواهید شوکه شدم. به آقای رضوانی گفتم ایرادی ندارد. خودم به تهران می‌روم و با او صحبت می‌کنم و توجیهش می‌کنم که شرایط چگونه است ولی وقتی به دیدار خانم اکبرآبادی رفتیم اول این‌که در ساعتی که به ما خبر دادند حاضر نشدند. من به همراه پدرم رفته بودم و بیش از یک ساعت‌و‌نیم معطل شدم تا بالاخره به دفترشان رسیدند. موضوعاتی را مطرح کردند که اصلا نمی‌توانم تصور کنم. اول گفتند که شناو ژیمناستیک بانوان باید رکورد‌گیری‌اش در فضای سرپوشیده باشد. یکی از عجیب‌ترین دلایلشان این بود که من در پلاژی از آب بیرون آمده‌ام که خانم‌ها در آنجا با لباس مایو شنا می‌کرده‌اند! به او گفتم یا پلاژهایی را که برای بانوان درست کرده‌اید، قبول ندارید یا این‌که با شنای بانوان مشکل دارید.برایش توضیح دادم چطور در سال 78 لباس تایید شده بود و مشکلی نداشت ولی الان بحث لباس را مطرح می‌کنید. جوری با من صحبت کردند که انگار کسی حتی با چادر و مقنعه هم به آب بزند، مورد تاییدشان نیست. به او گفتم چرا در نوشهر که دو، سه دوره مسابقه برگزار شده و بیش از 30 خانم هم شرکت کرده‌اند اتفاقی نیفتاده و کسی درباره لباس چیزی نگفته است. گفتم حتی من آنجا هم عناوینی به دست آوردم و مورد تایید قرار گرفت. برگشت و به من گفت خانم شما که این قدر مستعدی، رشته ورزشی‌ات را عوض کن! مگر می‌شود ورزشکاری که در شنا تبحر دارد برود و مثلا در تنیس به قهرمانی برسد؟مام بدنم زخم شده است: من برای این رکورد‌گیری لباس‌هایی پوشیده‌ام که مربوط به شنا در عمق دریاست. این لباس وقتی آب به خودش جذب می‌کند، شش کیلو سنگین‌تر می‌شود و من با این زحمت به آب زده‌ام. موضوع دیگری که برایم عذاب‌آور بود این‌که 18 کیلومتر را به صورت رفت و‌برگشت شنا کرده‌ام. وقتی آقایان قرار است رکوردشکنی کنند، ارزیابی می‌کنند اول باد کدام سمتی می‌وزد، تا در همان جهت شنا کنند ولی من مجبور شدم نیمی از مسیر را خلاف جهت باد و موج شنا کنم. خود این افراد نمی‌خواهند برای پوشش اسلامی تبلیغ شود. هر جای دیگر بود مایه مباهات بود ولی اینجا با سنگ‌اندازی می‌خواهند مانع پیشرفت بانوان شوند. این مورد فقط مربوط به من هم نیست؛ در دیگر رشته‌ها مثل والیبال و غیره هم بانوان را اذیت می‌کنند. ”
همانطور که خانم الهام اصغری گفته بود که اینجا با سنگ‌اندازی می‌خواهند مانع پیشرفت بانوان شوند. این مورد فقط مربوط به من هم نیست؛ در دیگر رشته‌ها مثل والیبال و غیره هم بانوان را اذیت می‌کنند و اتفاقی که درحالی که تیم ملی کاراته بانوان ایران به فینال راه یافته بود، با اعتراض مصری‌ها به حجاب غیرقانونی تیم، داورایرانی این رقابت تیم بانوان ایران را بازنده اعلام کرد. به گفته مسئولان تیم یک تلفن از تهران سرنوشت بازی را تغییر داده است.
ورزشکاران ایرانی تا پیش از دیدار با مصر از “حجاب” مورد تأیید فدراسیون جهانی کاراته و اتحادیه کاراته آسیا استفاده می‌کردند. به گزارش منابع خبری داخلی، پس از انتشار عکسی از مسابقات روز نخست، مرضیه اکبرآبادی، معاون ورزش بانوان وزارت ورزش، با مسئولان تیم در اندونزی تماس می‌گیرد و در مورد پوشش ورزشکاران “تذکر” می‌دهد.
در پی این امر ظاهرا پوشش ورزشکاران تغییر داده می‌شود. مصری‌ها هم اعتراض می‌کنند که چرا ایرانی‌های در مسابقه با آنها بین کلاه و یقه خود از پارچه استفاده کرده بودند. پوشش جدید بر خلاف پوشش مورد تأیید فدراسیون جهانی بوده است.
دبیر کل کمیته ملی المپیک ایران، معتقد است که تماس معاون ورزش بانوان وزارت ورزش عامل حذف کاراته کاها شده است. پایگاه اینترنتی قدس‌آنلاین روز سه‌شنبه (۲۴ سپتامبر/ ۲ مهر) به نقل از بهرام افشارزاده نوشت: «ای کاش به جای اینکه خانم اکبرآبادی با سرپرست تیم تماس می‌گرفت با من یا رئیس فدراسیون کاراته مشورت می‌کرد. متاسفانه به راحتی مدال طلا را از دست دادیم. شاید اگر خانم اکبرآبادی با من تماس می‌گرفت این اتفاقات رخ نمی‌داد.»
البته مرضیه اکبرآبادی، معاون وزیر ورزش در حوزه بانوان در گفت‌وگو با خبرگزاری‌های ایرنا و تسنیم ضمن تکذیب سخنان مسئولان تیم گفته است: “شماره تلفنی از تیم در اندونزی نداشته‌ام”
http://andishehnovin.blogspot.de/2013/09/blog-post_24.html