فرستنده خبر نوید احمدفخرالدین ۲۵ مرداد ۱۳۹۵

زنان روستایی حدود 12 میلیون نفر از جمعیت 23 میلیونی روستاهای کشور را تشکیل میدهند. اما آنگونه که باید و شاید به وضعت آنان توجه نشده است و در حاشیه قرار گرفتهاند. از منظر بررسی فقر در میان اقشار مختلف نیز، وضعیت زنان روستایی به مراتب بدتر از سایر گروههاست و در حال حاضر نرخ رشد جمعیت زنان فقیر بیش از مردان فقیر است و تعداد زنان زیر خط فقر در جهان،بهویژه در جوامع روستایی، رو به افزایش است.
به گزارش مهرخانه، درطول چند دهه گذشته، مواهب و دستاوردهای توسعه در جوامع روستایی بیشتر نصیب مردان شده و در کشورهای توسعهنیافته یا در حال توسعه، زنان بیشتر از مردان از پیامدهای منفی توسعه و تغییرات اجتماعی آسیب دیدهاند. در این میان آسیبپذیری دختران روستایی بیشتر است و برنامهریزیهای توسعه و نوسازی، با وجود دستاوردهای بسیار، نتوانستهاند بهبود پایداری در شرایط دختران روستایی پدید آورند و به رفع محرومیت آنها از بسیاری از حقوق و خدماتی، که در نقاط شهری برای دختران وجود دارد، کمک کنند. بدیهی است، در چنین شرایطی، عملاً توانمندسازی زنان و دختران روستایی با مسائل و مشکلات متعددی روبهرو است.
روش تحقیق
این پژوهش از نظر ماهیت از نوع پژوهشهای کمی، از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ گردآوری دادهها میدانی بهشمار میرود. جامعه مطالهشده دراین پژوهش را دختران (13- 35 ساله) دهستان ماهیدشت شهرستان کرمانشاه در سال 1393 تشکیل دادند. سپس، با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی، تعداد 132 نفر از دختران روستایی انتخاب و با روش انتساب مناسب در میان 10 روستای این دهستان توزیع شدند. ابزار اصلی مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه محققساختهای بود که با بررسی مبانی نظری و مرور مطالعات مرتبط طراحی شد.
یافتههای پژوهش
براساس یافتههای توصیفی این پژوهش، میانگین سنی افراد مطالعهشده 20 سال بود که در رده سنی 13 تا 35 سال قرار داشتند. همچنین اکثر پاسخگویان در رده سنی 15- 19 سال قرار داشتند (43.2 درصد) و دارای مدرک تحصیلی راهنمایی بودند (34.1 درصد) و تعداد کمیاز آنها سطح تحصیلات بالاتر از دیپلم داشتند (10.1 درصد). همچنین بیشتر دختران روستایی در خانوارهایی زندگی میکردند که دارای دو تا سه فرزند بودند (57.57 درصد) و فقط 1.5 درصد آنان تکفرزند بودند.
میزان ارتباط جامعه بررسیشده با شهر متوسط بود. این در حالی است که روستاهای این منطقه با شهر فاصله زیادی نداشت. این موضوع مؤید آن است که دختران روستایی در برقراری ارتباط و رفتوآمد با شهر محدودیت داشتند.
37 درصد دختران روستایی تمایلی به ماندن در روستا ندارند
همچنین بر اساس اطلاعات بهدستآمده، 65.9 درصد دختران روستایی تمایلی به انجامدادن فعالیتهای کشاورزی نداشتند. این در حالی است که 63 درصد این دختران به محل زندگی خود علاقه داشتند و 37 درصد آنها تمایلی به ماندن در روستا نداشتند و زندگی در شهر را به روستا ترجیح میدادند. این بدان معناست که یکی از مشکلات آشکار دختران روستایی، انجام فعالیت کشاورزی به صورت تحمیلی است، زیرا احتمالاً فعالیتهای کشاورزی برای آنها طاقت فرساست.
بیتوجهی خانواده به نظر دختران؛ بزرگترین مشکل دختران روستایی
جهت اولویتبندی مسائل و مشکلات دختران روستایی جامعه مطالعهشده، از ضریب تغییرات استفاده شد. مطابق یافتهها بیتوجهی خانواده به نظر دختران، در امور مربوط به خود و خانواده، در اولویت اول قرار میگرفت. این بدان معناست که بزرگترین مشکلی که دختران روستایی جامعه مطالعهشده با آن درگیر بودند، این متغیر است. همچنین، مخالفت خانوادهها با ازدواج در اولویت آخر قرار داشت.
نتایج پژوهش نشان داد بیتوجهی خانواده به نظر دختران در امور مربوط به خود و خانواده، بیتوجهی خانواده روستایی به نیازهای مالی دختران خود، نبود رابطه صمیمی و نزدیک دختران با سایر اعضای خانواده و اجبار خانوادههای روستایی به تبعیت دختران از آداب و رسوم سنتی، به ترتیب مهمترین مشکلات دختران در جامعه مطالعهشده بودند.
به نظر میرسد این مشکلات برای دختران در اکثر یا حتی همه روستاهای کشور وجود دارد. هرچند شاید نتوان همه این مسائل را بهطور کامل از میان برد، میتوان با اقدام ریشهای و زمینهای تا حدود زیاد از میزان آنها کاست. در ادامه، نتایج حاصل از تحلیل عاملی نشان داد آسیبهای روانی، فقر آموزشی- رفاهی، آسیبهای اجتماعی، فقر اقتصادی- بهداشتی و چالشهای فراروی ازدواج، 65.53 درصد مشکلات دختران روستایی دهستان ماهیدشت را به خود اختصاص میدهد.
نبود خانه بهداشت از مشکلات دختران روستایی
به علاوه 10.83 درصد از مشکلات دختران روستایی مربوط به مشکلات مالی و بهداشتی در خانواده است و نبود خانه بهداشت یکی از مشکلات مهم دختران روستایی است.
تلاش برای ازدواج برای فرار از انگ اجتماعی
در گفتوگوهای غیررسمی که در طول پژوهش با دختران روستایی مطالعهشده صورت گرفت، بنا به اظهار خود این دختران، دلیل اصرار خانواده به ازدواج پیش از موعد آنان یا اجبار خانوادهها به ازدواج دختران با افراد مورد نظر خود، وضعیت نامطلوب دختران روستایی مجرد (30 سال به بالا) و مشاهده رفتارهای طعنهآمیز یا طردکننده در جوامع محلی نسبت به آنان و نگرانی والدین از حرف مردم و انگ اجتماعی است؛ بهنحویکه در جوامع کوچک محلی این قبیل دختران انگشتنما و از آنان برای عبرت سایر دختران نوجوان یاد میشود. این مسأله با کاهش شانس ازدواج برای دختران روستایی، وضعیت بغرنجتری را ایجاد کرده است. براین اساس، والدین ترجیح میدهند در اولین فرصت ازدواج، دختران خود را به ازدواج درآورند.
نتایج حاصل از همبستگی نشان داد میان بعضی از متغییرهای مستقل و مشکلات پنچگانه ارتباط منفی و معناداری وجود دارد. برای نمونه، میان سطح تحصیلات با چهار دسته از مشکلات دختران روستایی جامعه مطالعهشده ارتباط معناداری وجود دارد. بهگونهای که با افزایش سطح سواد دختران، این مشکلات کاهش مییابد. این مشکلات عبارتاند از: دسترسینداشتن دختران روستایی به زیرساختهای آموزشی- رفاهی مناسب، عدم اجازه و امکان بروز رشد و شکوفایی اجتماعی دختران روستایی در جوامع آنها، مشکلات مالی و بهداشتی دختران روستایی در مسائل مربوط به ازدواج.
به عبارت دیگر، عدم برخورداری از امکانات تحصیل، بافت ویژه فرهنگی- اجتماعی حاکم بر روستاها و تراکم کاری دختران روستایی از عوامل مهمی است که باعث شده دختران روستایی از سطح تحصیلات پایینتری برخوردار باشند. این مسأله نیز به نوبه خود سبب شده است که دختران روستایی آگاهی و شناخت کمتری از حقوق خود داشته باشند و این آگاهی نداشتن باعث متضرر شدن آنان در زمینههای مختلف شده است. بنابراین، میتوان از طریق سواد و آموزشهای مختلف به دختران روستایی باعث ارتقای سطح آگاهی و شناخت از حقوق و وظایف آنان به منزله یکی از معیارهای اساسی برای ارتقای انتظارات و خواستههای آنان در مناطق روستایی شد و آنها را به سوی نوآوری و روشهای تولیدی و استفاده هرچه بیشتر و بهتر از امکانات سوق داد؛ بهگونهای که بتوانند تأمینکننده بخشی از اهداف توسعة روستایی باشند.
علاثه دختران به اشتغال ریشه در مشکلات اقتصادی خانواده دارد
یافتههای پژوهش آنان حاکی از آن است که علاقه دختران به اشتغال ریشه در مشکلات اقتصادی آنها دارد. بهطوریکه، میل به اشتغال با نیاز خوانوار به مسائل مالی افزایش مییابد. در نهایت، میتواند گفت اکثر دختران روستایی دهستان ماهیدشت، با وجود همه محدودیتها، علاقه آشکاری به محیط زندگی خود داشتند (63 درصد) و اگر مشکلات موجود بر سر راه زندگی آنان در روستا برطرف شود، مهاجرت و پیامدهای ناشی از آن برای روستاییان صورت نخواهد گرفت.
لازم به ذکر است پژوهش فوق با عنوان “آسیبشناسی چالشها و مشکلات دختران در جوامع روستایی” توسط دکتر فرحناز ستمی و ماریه صحرایی انجام و سال 1394 در فصلنامه علمی- پژوهشی زن در توسعه و سیاست منتشر شده است.