ارسال کننده آقای محمود نعیمی 4 فروردین 93
rowzane.com
امروزدر زندگی دردهایی هست که مثل خوره روح آدم را می تراشد و می خورد و نميتوان زخم آن را به کسی نشان داد و آن زخم مثل این است که بخواهی پیش دکتر بروی و جایی ممنوع را به او نشان بدهی. نیاز تو برای رهایی از درد تو را وادار میکند تا دردت را درمان کنی ولی عادت تو ، اخلاق تو، گذشته تو ، فرهنگ تو ، باید ها و نباید های تو ، خجالتی بزرگ را بر عمق وجودت نهاده که مانع بیان دردت میشود. روزها و هفته ها و ماه ها با خودت کلنجار میروی و خود درمانی میکنی تا عزیزانت از دردت رنج نکشند و آن هنگام که دیگر درد تو را به ستوه می آورد ، لب به شکایت میگشایی و آن وقت است که همه از حجم این همه درد شگفت زده میشوند…. و حالا زخم وجود من سر باز کرده . اینجا ندامتگاه شهر ری است و یا بهتر بگویم گور دسته جمعی . ادامهی مطلب