دادستان بازهم از نسرین ستوده شکایت کرد

ارسال کننده: 7مهرMarjan Tabebordbar

استان وایر : دادستان تهران یک بار دیگر از نسرین ستوده شکایت کرد و خواستار لغو پروانه وکالت او شد. روز سه شنبه هشتم مهرماه شعبه دوم دادگاه انتظامی وکلا بنابر شکایت دادستان درباره لغو پروانه وکالت نسرین ستوده تصمیم می‌گیرد. این دومین شکایت دادستان تهران در مورد پروانه وکالت خانم ستوده است. ماه گذشته شعبه اول دادگاه انتظامی کانون وکلا، شکایت دادستان را در مورد تعلیق پروانه این حقوقدان مورد بررسی قرار داد و نسرین ستوده را از شکایت دادستان تهران تبرئه کرد. حالا شکایت دادستان در شعبه دوم کانون وکلا مطرح شده و این بار دادستان لغو پروانه وکالت او مورد بررسی قرارمی‌گیرد. نسرین ستوده می‌گوید: اگر دادگاه قرار به ایجاد فشار روانی بر دادگاه و من که طرف دعوا هستم باشد. از حضور و ارائه دفاع در دادگاه خودداری می‌کنم.

نسرین ستوده تاکنون از بسیاری از فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در جلسات دادگاه دفاع کرده است.او در 13 شهریور 1389 بازداشت و به زندان اوین منتقل شد و چند ماه بعد دادگاه انقلاب تهران این وکیل مدافع حقوق بشر را به “اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام” متهم و به 11 سال حبس تعزیری و 20 سال محرومیت از وکالت و 20 سال ممنوع الخروجی از ایران محکوم کرد. پس از آن شعبه 54 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ضمن نقض حکم اولیه نسرین ستوده را به 6 سال حبس و 10 سال محرومیت از وکالت محکوم کرد.

با او درباره شکایت دادستان و دادگاه سه شنبه گفت‌و گو کرده‌ایم.

شما که در رای دادگاه انقلاب به ده سال محرومیت از وکالت محکوم شده اید پس چرا دوباره بابت تعلیق و لغو پروانه وکالت از شما شکایت می‌شود؟

طبق لایحه استقلال کانون وکلای دادگستری که از میراث ماندگار دکتر محمد مصدق است. اصولا هیچ دادگاهی حق تعلیق یا ابطال پروانه وکلا و یا محرومیت انها را از شغل وکالت ندارد مگر دادگاه انتظامی وکلا، طی سی سال گذشته هم هرگاه که وکیلی پروانه وکالتش لغو شده، کانون بدون توجه به حکم صادره از دادگاه عمومی پروانه وکیل مربوطه را تمدید کرده و این تمدید مستند به قانون، نظریات حقوقی و آرای صادره از دیوان عالی کشور است که مکررا و به صراحت اعلام شده که هیچ دادگاهی به استثنای دادگاه انتظامی وکلا حق تعلیق پروانه وکیل را ندارد. به همین دلیل پروانه من در کانون وکلا تمدید شده بود. آن حکم دادگاه انقلاب درباره محرومیت من از وکالت قابلیت اجرا ندارد، بنابراین چون انها این موضوع را می‌دانستند،پس از صدور کیفر خواست در پرونده کیفری من در دادگاه انقلاب اسلامی، نماینده دادستان تهران شکایاتی را علیه من در دادگاه انتظامی وکلا در کانون وکلا مطرح کرد.

ماه گذشته شما در شعبه اول دادگاه انتظامی وکلا از شکایت دادستان مبنی بر تعلیق پروانه وکالت تبرئه شدید. این شکایت اعتراض به آن حکم صادره استاست یا جداگانه صورت گرفته است؟

خیر؛ حکم قبلی قطعی شده، مهلت اعتراض گذشته و حالا با شکایت دوم دادستان که در همان زمان مطرح شده بود در شعبه دوم دادگاه انتظامی کانون وکلا پرونده من تکمیل شده است. یعنی شکایت به صورت جداگانه مطرح شده است اما دراین پرونده جدید هم در حقیقت همان موضوع پرونده قبلی بررسی می‌شود. در شکایت جدید دادستان، تقاضای لغو پروانه وکالت من صورت گرفته است.

در واقع از همان چهار سال پیش از اولین جلسه دادگاه انقلاب من نماینده دادستان همواره تقاضای لغو پروانه من را داشت. دادگاه انقلاب که در واقع دادگاه سخت‌گیرانه‌ای است و به این موضوع شهرت دارد. چنین تصمیمی نگرفت. درست است که این دادگاه صلاحیت رسیدگی به لغو یا تعلیق پروانه وکالت من را نداشت اما به هرحال رای به محرومیت من از وکالت داد. گرچه ما ان حکم را معتبر نمی‌دانیم اما به هرحال رای به محرومیت داد نه ابطال پروانه وکالت. حالا دادستان درواقع یک جور از اختیارات خودش استفاده می‌کند به همه مراجع قضایی چه انهایی که صلاحیت دارند و چه انها که فاقد صلاحیت هستند، تا بلکه بتواند از یک مرجع حکم لغو پروانه من را دریافت کند.

فکر می‌کنیدچرا این قدر اصرار به لغو پروانه شما دارند ؟

البته اگر بخواهید دلیل دقیقش را بدانید فقط باید از خودشان بپرسید که چرا اصرار به لغو پروانه من دارند. اما من تصورم این است که اساسا کل تشکیل پرونده و حبسی که کشیده‌ام در ارتباط با انجام وظایفم بوده. من تنها نبودم وکلای دیگر مثل اقای سلطانی و آقای سیف‌زاده هم که به ویژه در این هشت سال گذشته و یا حتی قبل ازآن هم درگیر بودند و حکم گرفتند طبعا دخالتی در امور سیاسی نداشتند بلکه آنها هم مثل من به دلیل حرفه‌شان به دفاع از موکلانشان در دادگاهها می‌پرداختند.

روز سه شنبه اولین جلسه بررسی دومین شکایت دادستان است؟

بله. البته روز هجدهم شهریور ماه قرار بوده اولین جلسه دادگاه برگزار شود اما من به دلیل این که اصلا اطلاع نداشتم حضور پیدا نکردم .یعنی ابلاغیه به نشانی قبلی من صادر شده بود و طبیعی بود که من مطلع نشوم .مامور ابلاغ ذکر کرده بود که شخص مورد نظر در این آدرس شناخته نشده بنابراین رئيس دادگاه مجددا وقت تعیین کردند و خواسته بودند که به من ابلاغ شود. وقت تعیین شده روز سه شنبه است.

جو دادگاه چطور بوده؟

من ان روز به دلیل اشکال اداری پیش امده در دادگاه حاضر نشدم. اما شنیدم که تعداد زیادی از لباس شخصی‌ها و حتی کسانی که از لباس فرم استفاده می‌کنند در محل کانون حضور پیدا کرده بودند با این تصور که ممکن است من به انجا مراجعه کنم.

من هر گز در دادگاهی که با حضور وسیع لباس شخصی‌ها و … تشکیل شود، برای محاکمه حاضر نمی‌شوم و دفاعی هم نمی‌کنم. این به این دلیل است که فضای یک دادگاه باید برای یک محاکمه عادلانه و فارغ از فشارهای روانی محیا باشد. اگر به هر دلیلی چیدمان یک دادگاه پر از افرادی باشد که یا لباس شخصی هستند و به نوعی مامور وابسته به دولت محسوب شوند و یا با لباس فرم ارگانهای دولتی حضور دارند، این دادگاه شرایط روانی لازم برای انجام محاکمه عادلانه را ندارد و من خودم در چنین دادگاهی حضور پیدا نمی‌کنم و اگر حاضر بشوم از ارائه دفاع خودداری خواهم کرد.

خب اگر شما دفاع نکنید و حکم ناعادلانه ای صادر شود، چه می‌کنید؟

اگر حکم ناعادلانه صادر شود از همه حقوق مشروع خودم، چه آنچه که در کانون ذکر شده و چه آنچه دربقیه قوانین در اختیار من است، حتما برای اعتراض به این حکم استفاده می‌کنم.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.