مقاله: زن يا برده در نظام ايران

نویسنده: نگار کلایی

اينروزها اگر صفحات روزنامه ها و بويژه خبرنامه های اينترنتی را مشاهده كنيم، متوجه خواهيم شد كه بدون اغراق داغ‌ترين خبرهارا خود كشی يا خودسوزی، كشتن و يا فرار و خودفروشی دختران، آنهم دختران كم سن و سال تشكيل ميدهند.

دلايل اين فجايع و بويژه فرار اين جمعيت ميليونی را بسياری ازصاحبنظران، جنگ، فقر و ديگر نابسامانی ها ميدانند اما قبل از همه، بی حقوقی، اختناق سياسی، ستم جنسی و بی عدالتی عامل اصلی اين فجايع هستند.

از آغازبه قدرت رسيدن روحانيون شيعه درايران و تحميل حاكميت اسلام، قبل ازهمه زنان و حقوق آنان با معضل و مشكل جدی تبديل گرديد، كه با نبود بند برابر زن و مرد در دولت براين ناحقی حكومتی مهر تائيد زده است.

پس از انقلاب، شيوه لباس پوشيدن زنان، مشاغل، تحصيل، ورزش، رابطه دختران و پسران، حضور آنان در بيرون از خانه مسائل حادی بودند كه نه جمهوری اسلامی راه حل منطقی و انسانی برای آنها ارائه داد و نه زنان مترقی و مبارز زيربار قوانين قرون وسطائی رفتند.

كدام يك از كشورهای مترقی جهان هنوز بی خبر اند و نمی دانند كه قوانين سنگسار و قصاص، حجاب اجباری، محروميت از حق طلاق و حق داشتن گذرنامه بدون اجازه شوهر و غيره در سرزمين های اسلامی و بويژه در ايران، جزئی لاينفك از قوانين مملكتی است و همچنان پا بر جا است؟!

چه كسی هنوز نميداند، هزاران زن همه روزه در جهنمی كه در ايران بوجود آورده اند، رنج می برند و برای نجات جان خويش و فرزندانشان چاره جوئی می كنند و برای فرار از مملكت انواع خطرات را به جان می خرند؟

من فكر ميكنم، برای آن دسته از انسانهای آزاديخواه كه مسلمان نيستند و يا در كشور اسلامی زندگی نكرده اند، مشكل است درك نمايند كه يك مرد مسلمان با تربيت اسلامی چه تصوراتی از زن دارد و چگونه به يك زن می انديشد؟ در هر حال، شما اگر از يك مرد مسلمان سنتی بپرسيد كه يك زن چه خصوصياتی بايد داشته باشد؟ در مرحله نخست، خواهيد شنيد: كه معتقد به اصول اخلاقی باشد! معتقد به اصول اخلاقی از ديد اين مرد مسلمان در آن خلاصه نمی شود كه يك زن پايبند به اصول انسانی باشد، بلكه منظور او چيز ديگری است. يعنی يك زن پايبند به اصول اخلاقی از نظر ايشان، بايد در بست تابع و خادم شوهرش باشد. اگر مثلا در خارج از خانه شغلی دارد و يا كارمند است، باز هم بايد كليد دار آشپزخانه باشد! و اگر زنی هم خانه دار باشد كه وظيفه آشپزی و ظرف و لباس شوئی و بچه داری و غيره بر دوش اوست، اين وظايف از نظر يك مرد در ايران كار به حساب نمی آيد و اگر زنی به اين نوع انديشيدن اعتراض كند، از آقای خانه اش خواهد شنيد: پختن غذا و گذاشتن چهار تا پيراهن توی ماشين لباس شوئی و شستن چند تكه ظرف و بچه داری هم كار شد و نياز به بحث و قانون دارد؟! اگر در ادامه كوچكترين اعتراضی به آن بشود، ديوار قانونی مردسالاری كه جمهوری اسلامی در ايران بوجود آورده، در مقابل زنان قرار دارد كه يا بايد به آن تن داده شود و يا بايد برده وار پذيرفت و سكوت نمود. بعلاوه همه اين تضييقات اگر زنی وابسته به گروه اقليت مذهبی و غير اسلامی باشد و يا به دليل همين تضييقات دين اسلام را رها كرده باشد، مرتكب جرم چند برابر است و از برده بد تر با او رفتار خواهد شد. تصورش را بكنيد چنين زنی اگر بخواهد به اين حق كشی ها و نا برابريها اعتراض نمايد، باچه جرم نابخشودنی مواجه خواهد شد؟

زنان و دختران ايران وقتي با تمام وجود از حقوقي گريزان هستند كه از تار و پودش بوی نفرت از بشريت و آزادی و حقوق انسانی می آيد! از احاديث و آيات، از نماز و روزه اجباری، از صيغه و كنترل باكرگی دختران ! از مرگ و گريه و غم و عزا، از مسجد و دعای كميل، از حجاب و مقنعه، از اذان و اقامه، از دست نماز و تيمم، از سحر و افطار، از طاهر و نجس، از افسانه بافی و اعتقاد به آن گريزان هستند،ازتحميل اجباری اينها  نه از مبارزه با آنها! زنان ايران گريزان از جمهوري إسلامي ايران هستند.

 

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.